خوش آمدید

اگاهی جنسی حق مسلم ما است، ولی این وبلاگ آموزشی نیست. دارم برای خویشتن می فکرم. هنوز توصیف و تعریفی از جامعه شناسی سکس ارائه نداده ام، مفهوم بندی نکرده ام و البته به نقصان کار خویش اشراف دارم. منتظر فرصتم. درباره وبلاگ توضیح مختصری داده شده و در فیسبوک نیز صفحه ای با همین عنوان دارم.

۱۳۹۱ اسفند ۳, پنجشنبه

Balatarin

یک صفحه سخیف با بیش از دو هزار لایک


منبع: زهرا باقری شاد  
یک صفحه سخیف با بیش از دو هزار لایک
تا هنوز هستند کسانی که در همین فیس بوک، هزار و یک بیماری و عقده فروخورده شان را با درست کردن یک صفحه سخیف برای یکی از شرکت کنندگان در آکادمی گوگوش آشکار می کنند ، ما برای ویرانی سرزمین و تاریخ و فرهنگمان نیاز چندانی به احمدی نژاد و خامنه ای نداریم. تا هنوز هستند کسانی که حریم خصوصی را نمی شناسند، که آرایش کردن یک انسان – چه مرد باشد چه زن – برای آنها محلی از فضولی باقی می گذارد، که آشفته می شوند با تماشای گوشواره در گوش یک مرد؛ و می روند صفحه “تجاوز گروهی به ….” را توی همین فس بوک باز می کنند ما نمی توانیم حالا حالاها خواب های خوش ببینیم درباره تغییر سرنوشت آن سرزمین و این مردم.
این صفحه  را ببینید؛ که بیش از دو هزار نفر آن را لایک زده اند. ببینید، داوری کنید و پیش از داوری بیندیشید به این دشواری وضعیت. تا نظر شما چه باشد؟

منبع:
http://www.gooya.com/external/tribunezamaneh.com/archives/14554
 
Balatarin

ممنوعه‌های عجیب و خنده‌دار فقط در ایران

زندگی ایرانیان در دو دنیای متفات از هم جریان دارد. زندگی در شهر و زندگی در زیر پوست شهر. شهروندان در حوزه عمومی و خصوصی با انواع و اقسام باید و نبایدهای رسمی و غیررسمی مواجه‌اند. این قیدوبندها اغلب عجیب و خنده‌دار هستند.

  • «بلندمرتبه‌سازی در کنار پارک بانوان ممنوع است»

    خبرگزاری "میراث فرهنگی"، ۲۰ دی ۱۳۹۱ در گزارشی نوشت: تنها یک دستور کافی بود: «بلندمرتبه سازی کنار پارک بانوان ممنوع» و هم
    ین دستور مانع هر گونه ساخت و ساز کنار پارک‌هایی شد که شهرداری تنها برای بانوان ساخته است.
    بروید به 
     
بروید به:
http://www.dw.de/%D9%85%D9%85%D9%86%D9%88%D8%B9%D9%87%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B9%D8%AC%DB%8C%D8%A8-%D9%88-%D8%AE%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%AF%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D9%82%D8%B7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86/g-16602991
 

عشق و رمانتیک در مردان مدرن

Balatarin
عشق و رمانتیک در مردان مدرن
ترجمه و تلخیص: نوشین شاهرخی, ٢٨ بهمن ١٣٩١
هفت درصد از مردانی که مورد پرسش قرار گرفته‌اند، اعتراف کرده‌اند که پس از اولین قرار ملاقات در آشنایی جدید، عشق خود را یافته‌اند، ولی در رابطه با زنان این آمار حتی به یک درصد هم نمی‌رسد.
Love-and-Romance1
شهرزادنیوز:روزنامه‌ی آلمانی "دی ولت" مقاله‌ای به قلم نیکلا اِردمن منتشر کرده است که به عشق و رمانتیک در انسان، به ویژه در مردان امروز می‌پردازد. نگاهی که کلیشه‌ی کهن نگاه به عشق را در مردان به چالش می‌گیرد و بر اساس پژوهش‌های اروپایی و امریکایی و نیز الگوهای نو و کهنه در رسانه‌ها، زاویه‌ی دیگری بر این مقوله می‌گشاید.
چالش کلیشه عشق مردان
در برخورد کلیشه‌ای به مردان، فرض بر این است که آنان روز عشق و سالگرد ازدواج را فراموش می‌کنند. اما واقعیت این است که از مدت‌ها پیش، مردان در رمانتیک از زنان پیشی گرفته‌اند. مرد مدرن به عشق ایمان دارد و آن را نشان می‌دهد.
این که مردان سکس می‌خواهند و رؤیای زنان شب‌های عاشقانه‌ی رمانتیک در ساحل است، همراه با بیسکویت‌های قلب‌شکل، کلیشه‌‌ها و پیش‌قضاوت‌هایی است که دیگر با آنان وداع گفته شده است. زندگی واقعی و بررسی‌های بسیار نشان می‌دهند که مردان رمانتیک‌های واقعی هستند.

۱۳۹۰ آبان ۲۹, یکشنبه

کاهش سن شروع روسپی‌گری در ایران به کمتر از ۱۴سال

بر اساس آخرین تحقیقات صورت گرفته درباره روسپیان ایران، ميانگين ورود دختران به بازار كارگری جنسی به كمتر از ۱۴ و ۱۵ سال رسيده است. سعید مدنی جامعه‌شناس می‌گوید میزان تحصیلات روسپیان تازه نسبت به گذشته بالا رفته است.»


تازه‌ترین آمار و تحقیقات صورت گرفته درباره روسپیان حاکی از آن است که ميانگين ورود دختران به بازار كارگری جنسی به‌شدت كاهش پيدا كرده و به كمتر از ۱۴ و ۱۵ سال رسيده است.
به گفته سعید مدنی جامعه‌شناس این آمار که در مجله اجتماعی دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه تهران منتشر شده نشان می‌دهد، در سال ۴۷ ميانگين سن زنان كارگر جنسی ۳۰ سال اما در سال‌های اخير ميانگين سنی ورود زنان به بازار كارگری جنسی به كمتر از ۱۴ و ۱۵ سال رسيده است.»
به گزارش روزنامه شرق، آقای مدنی در اولین كنگره روان‌پزشكان ايران از کم شدن نسبت زنان كارگر جنسی مهاجر خبر داده و گفته است: «اگر در سال ۴۷، ۹ و نیم درصد زنان كارگر جنسی تهران، اهل تهران بودند امروز مطالعات اخير نشان می‌‌دهد نزديک به ۵۰ درصد اين زنان در تهران هستند و سهم بيشتر متعلق به استان تهران است.»
این جامعه شناس از تغيير شاخص‌های مشكلات اجتماعی بر اساس آخرین آمار روسپیان ایران نتیجه گرفته است، «امروز شاهد كاهش ميانگين و دامنه سنی زنان كارگر جنسی هستيم.»
روسپی‌گری، شغل دوم
بر اساس این تحقیقات اغلب روسپیان جدید نيازهای اساسی و اوليه زندگی خود ‌را با شغل اول تامين می‌كنند و روسپی‌گری را به عنوان شغل دوم برای از بين بردن نابرابری‌‌های اجتماعی با ديگر دختران هم سن و سالشان انتخاب مي‌كنند.
تغییر میزان تحصیلات از دیگر ویژگی‌های دخترانی است که در سال‌های اخیر وارد بازار جنسی شده‌اند. این تحقیقات نشان می‌دهد نسبت زن كارگر جنسی بی‌سواد امروز ناچيز است و در مقابل سطح تحصيلات بالا رفته است.
آقای مدنی در اولین کنگره روان‌پزشکان ایران درباره میانگین سنی مشتریان روسپی‌ها گفته است: «آمار نشان می‌‌دهد مردانی در رده سنی ۳۰ تا ۵۰ سال بیشترین مشتری زنان كارگر جنسی هستند و بعد جوانان قرار دارند.»
سعید مدنی بخشی از اين تغييرات را محصول تغييرات اجتماعی می‌داند که تا حدی اجتناب‌ناپذيرند اما در برنامه‌ریزی‌های صورت گرفته برای هدایت مشکلات، این موضوع یا مسكوت مانده يا به صورت غلطی پيگيری شده است.
حسین ساجدی‌نیا، رییس پلیس تهران چندی پیش ادعا کرده بود، «در تهران فقط ۱۰۰ زن خیابانی وجود دارد که پلیس محل‌های فعالیت این افراد را شناسایی کرده و به زودی این افراد جمع آوری می شوند.»
به گفته سعید مدنی مقابله تهاجمی و جرم‌انگارانه با پدیده روسپی‌گری پاک کردن صورت مسئله است. این جامعه شناس از بين بردن منطقه خاک سفيد در تهران را یکی از نمادهای پاک كردن صورت مساله و ظاهر مشكل دانسته است.

منبع:
http://www.dw-world.de/dw/article/0,,6663320,00.html

تجاوز به محارم: زمینه ها و استراتژیها

نویسنده: محسن مالجو#
چکیده:طرح مسأله: پژوهش حاضر به منظور شناخت بیشتر از تجاوز جنسی به محارم صورت گرفته است و در آن زمینههای تجاوز جنسی، استراتژیهای متجاوز و واکنشهای بزهدیده مورد بررسی قرار گرفتهاند.
روش: روش این پژوهش کیفی و از نوع اتنوگرافیک بوده است. دادههای آن با استفاده از مصاحبه عمیق، رجوع به اسناد و مدارک، مشاهده، و پرسشنامه جمعآوری شده و نمونهای از 39 مورد از زنان و دخترانی که در خانواده تحت تجاوز جنسی پدر یا برادر قرار گرفتهاند به روش دردسترس و هدفمند مورد بررسی قرار گرفت.
یافتهها: نتایج این پژوهش نشان میدهد تجاوز جنسی به محارم بیشتر از آنکه مسألهای روانی باشد مسألهای اجتماعی است. همچنین هرچقدر زنان آزاردیده برخوردار از شبکههای فردی و حمایتهای اجتماعی باشد، امکان واکنش اعتراض و رفتار فعالانه بیشتر خواهد بود و هرچه این حمایتها کمتر باشد واکنشهای منفعلانه بیشتر است.
کلید واژهها: زنان، تجاوز جنسی، محارم، مردسالاری
طرح مسأله
فاجعهای پنهان در خانهها رخ میدهد، آنجا که زنان از سوی نزدیکترین هم خونهای خود مورد تجاوز جنسی قرار میگیرند، تجاوزهایی که در سکوتهای مصلحت اندیشانه گم میشوند. پنهانکاریهایی که نه تنها به کاهش این پدیده نمیانجامد بلکه چهبسا باعث تداوم اعمال آن شود. بنابراین در بسیاری اوقات خانه و خانواده که باید به عنوان بهشتی امن نقش ایفا کند به صورت کانونی در
میآید که برای زنان مرکز آزار، ترس و اجحاف است. «تحقیقات نشان میدهند خطر حمله جدی از سوی اعضای خانواده دو برابر بیگانگان است» ( Henting,1978:25). اما این تصور در اذهان شکل گرفته است که خطر آسیبدیدگی برای افراد بیشتر هنگامی است که خارج از دایره محارم و افراد خانواده قرار دارند. در ایران با توجه به دیر پا بودن سنتهای دینی و اعتقادات مذهبی تصور میشود که این مساله درصد ناچیزی را به خود اختصاص داده است و چنین اتفاقاتی بسیار نادر و غیر معمولاند، اما واقعیت عکس این است و از کثرت این نوع اتفاقات حکایت میکند، اما این قبیل حوادث در مخفیترین زوایای ضمیر زنان پنهان میماند چرا که آنان به دلایل گوناگونی که در پژوهش به آنها پرداخته شده است آنچه را که برایشان اتفاق افتاده است بازگو نمیکنند. پدرانی که از جسم دخترانشان برای امیال جنسی خود استفاده میکنند در سطوح مختلف جامعه پراکندهاند و هرگز نمیتوان آنان را در طبقات خاصی محدود دانست. این آسیب در دنیا روند صعودی را طی میکند، مشاهدات محقق ناظر بر این است که ایران هم از این جریان مستثنی نیست و این امر میتواند بسیار نگران کننده و نیازمند بررسی و کاوشی درخور باشد.
در ایران به دلایلی از جمله تابو بودن و ترس از انگ اجتماعی و از همه مهمتر بیتوجهی و عدم آموزش دربارۀ چگونگی ثبت در سازمانهای مربوط، آمار دقیق و قابل اعتمادی از تجاوز جنسی توسط محارم وجود ندارد، ولی فقدان آمار به معنای نبودن چنین معضلی نیست. اگرچه هیچ آماری در ارتباط با افزایش تجاوز به محارم در کشور منتشر نشده اما بعضی تحقیقات، هرچند انگشت شمار، در درون خود اشاره ای به این مسئله کردهاند. مثلأ آمار تجاوز جنسی به محارم در تحقیقات مربوط به روسپیگری چیزی بین 22 تا 25 درصد عنوان شده و در تحقیقات مربوط به دختران فراری این مسئله بین 12 تا 36 درصد در تغییر است.
بیتردید آزار جنسی زنان توسط محارم به عنوان یکی از انواع انحرافات اجتماعی که عواقب بسیار بد روانی هم برای متجاوز1 و هم فرد آزاردیده دارد از عوامل مهم اختلال امنیت فرهنگی، اجتماعی، نظم و انتظام جوامع محسوب میشود و میتواند کیان و بقاء خانواده یا قداست آن را خدشهدار نماید و این مساله کاملاً مغایر نظر رایج کسانی است که وقوع چنین حوادثی را اساساً انکار میکنند و یا آنقدر آن را نادر
میشمارند که نیازی به تحقیق دراینباره را احساس نمیکنند. پدیده تجاوز جنسی محارم که حاصل تعامل شبکه علیتی پیچیدهای از عوامل موثر اجتماعی، اقتصادی و روانی در سطح فرد، خانواده و جامعه است باید به عنوان زنگ خطری باشد که نشان دهنده وجود مدیریت نامناسب در سطوح بالای جامعه میباشد.
تعریف مفاهیم
به نظر محقق شاید مهمترین مفهومی که نیاز به توضیح دارد، تفاوتگذاری میان دو مفهوم زنای با محارم و تجاوز به محارم است که تا به حال به آن پرداخت نشده است. گرچه زنا با محارم و تجاوز به محارم هر دو نوعی انحراف و آسیب اجتماعی هستند، ولی به اشتباه هرگونه رابطه جنسی با محارم با عنوان زنای با محارم شناخته میشود، اینطور که فرضاً اگر پدر و دختری یا برادر و خواهری با رضایت کامل درگیر رابطه جنسی شوند یا اینکه به زور و اجبار یکی از طرفین رابطه جنسی برقرار شود هر دو زنای با محارم نامیده میشود که به نظرم این تعبیر کاملاً غلط است. متأسفانه خواه در فقه خواه در قانون نیز هیچ تفاوتی از نظر کیفری بین زنا با محارم و تجاوز به محارم وجود ندارد. شاید با یک مثال بتوان اهمیت این تفاوت را بهتر درک کرد؛ لیلا مافی دختری بود که به اتهام زنای با محارم و رابطه جنسی با برادرانش به اعدام محکوم شده بود، در صورتی که او در گفتههایش بهطور مکرر از واژۀ تجاوز برای شرح ارتباط با برادرانش استفاده میکرده است. دختر بزهدیدهای که درخواست کمک از دیگران برای فرار از تجاوز افراد خانوادهاش داشت به دلیل عدم حساسیت و تفاوت بین تجاوز و زنا به عنوان فردی بزهکار با او برخورد شد و به اعدام محکوم شد. بنابراین اگر بین این دو واژه تفاوتی نگذاریم در قضاوت مردم و نوع حکم نیز نمیتوان تفاوت قائل شد و جایگاه بزهدیده و بزهکار به سادگی میتواند تغییر یابد. به گمانم مرز تفاوت زنای با محارم و تجاوز به محارم مسئله رضایت است و رضایت هنگامي وجود دارد كه دو نفر با اراده و توافق برابر با تماس جنسي موافق هستند. بنابراین زنای با محارم برقراری رابطه جنسیِ همراه با رضایت با کسانی است که از نظر قیود اخلاقی، مذهبی و قوانین اجتماعی حرام شناخته شده باشند، مانند رابطه جنسی بین برادر و خواهر یا پدر و دختر. ولی تجاوز به محارم برقراری رابطه جنسی بدون رضایت با محارم است. در واقع در تجاوز به محارم حق خودمختاري قرباني از او سلب مي‌شود و اين اعمال خشونتي است كه در ارتباط آشكار با مردانگي، قدرت، سلطه و نيرومندي قرار دارد. در واقع زنا با محارم بیانگر نوعی فساد و تجاوز به محارم بیانگر جرم است.

مراسم ازدواج در جوار مزار شهدای گمنام ( تصویری)

سرگذشت واقعی دخترانِ مدل

ونداد زمانی
ونداد زمانی ـ بخشی از شهرت و جذابیت شغلی جامعه‌شناسان مربوط به این است که گاهی خود را ملزم می‌کنند برای تحقیق و ارائه گزارش در مورد موضوعات اجتماعی به رنگ و شمایل موضوع مورد تحقیق درآیند. جامعه‌شناسانی هستند که به عنوان نمونه برای تهیه اطلاعات صحیح‌تر درباره زندگی زنانِ زندانی، مدتی به زندان می‌روند. بعضی از آنها برای درک بهتر زندگی پنبه‌کاران یا معدنچیان به کارهای فوق تن می‌دهند. تعدادی نیز شیوه زندگی قاچاقچیان و تبهکاران را به خاطر فراهم کردن مطالعات علمی و مستند برای مدتی تجربه می‌کنند.
موقعیت "اشلی میرز"، استادیار رشته جامعه‌شناسی دانشگاه نیویورک کمی فرق می‌کند. او برای نوشتن کتابی درباره زندگی واقعی دختران مدل لباس و مد ناچار نبود که وارد دنیای غریب و نا‌شناس شود. تحقیق درباره زندگی ناامیدکننده و غیر رویایی دختران مدل برای او فرصت دوباره‌ای بود تا به دنیایی برگردد که خودش نیز در آرزوی دستیابی به شهرت و موفقیت آن را تجربه کرده بود.
نویسنده کتاب "قیمت زیبایی"، به خاطر حضور کوتاهش در دنیای مد، از نزدیک با دنیای بی‌ در و پیکر آن آشنا بوده و از همه مهم‌تر، از رنج و سرگردانی دختران زیبارویی که از سراسر جهان به امید آرزوهای بزرگ به این صنعت می‌پیوستند نیز خبر داشته است.
اشلی میرز یک‌بار دیگر به دنیای مد برگشته تا ضمن قدم زدن روی سکوی ویژه نمایش لباسِ طراحان، قلم به دست در پشت صحنه‌ها با دخترانِ مدل، برنامه‌ریزان، شرکت‌های مدل‌یاب و مدل‌ساز مصاحبه کند. تا بتواند به گونه‌ای مستند نشان دهد که فعالیت روزانه یک مدل و راهکارهای از پیش تعیین شده برای او چیست؟
به عنوان نمونه، متوجه شده است که در اغلب موارد دختران مدل مبالغ هنگفتی را از جیب خود هزینه می‌کنند تا مثلاً در مجلات زنانه عکسی از آنها وجود داشته باشد. ازمعدود مجلاتی که به مدل‌های خود پول می‌دهد مجله معروف «ووژ» است. مبلغ ۱۵۰ دلاری که این مجله به مدل‌های خود می‌پردازد حتی گوشه‌ای از مخارج مسافرت مثلاً یک دختر برزیلی را در بر نمی‌گیرد که به اروپا می‌آید تا ذوق‌زده عکسی از خود در مجله فوق ببیند.
دختران مدل همانطور که رسماً در این محیط شغلی به آنها نگریسته می‌شود تاریخ مصرف بسیار کوتاهی برای جلب توجه ناگهانی و به اصطلاح کشف شدن دارند. اشلی میرز بار‌ها شنیده است که نمایندگان آژانس‌های مدل‌ساز به دختران بالای ۲۰ سال می‌آموزند: "بگویید ۱۹ ساله هستید. چه کسی پاکت شیری را می‌خرد که زمان مصرف آن به زودی به سر می‌آید؛ آنهم وقتی که پاکت‌های تازه‌تر شیر هر لحظه وارد بازار می‌شود."
نویسنده کتاب "قیمت زیبایی" به این نکته مهم اشاره می‌کند که از اواخر قرن بیستم صنعت مد و آژانس‌های مربوطه به ناگهان با موج وسیع دختران زیبا از سراسر جهان روبه‌رو شده‌اند و به هم خوردن تناسب عرضه و تقاضا باعث افول آشکار نرخ پرداخت به مدل‌ها شده است.
این روز‌ها، شانس سوء استفاده ازپریرویانی که با هزاران امید وارد این تجارت بزرگ می‌شوند بیشتر از پیش شده است. آکثر آژانس‌ها از این تازه واردین خوش خیال، مجانی استفاده می‌کنند و به سرعت آنها را از صحنه خارج می‌کنند و از خوش‌خیالان دیگر بهره می‌برند.
دختران مدل که از کشورهای دیگر به امید نقش بستن تصویرشان روی اجناسی با مارک‌های معروف به مراکز اصلی مد می آیند، چاره‌ای ندارند جز آن‌که ده‌ها هزار دلار خرج کنند تا هرطور شده در مراکز فوق شانس خود را آزمایش کنند. اکثر این دختر‌ها اگر خوش‌شانس باشند تبدیل به "مدلِ پولکی" می‌شوند و کارشان این خواهد بود که به گونه‌ای طاقت‌فرسا در طی ساعات طولانی در مجلات دست دوم و سوم و سایت‌های بی‌نام و نشان برای مبلغی ناچیز ژست بگیرند تا امورات روزانه‌شان بگذرد.
در این میان، تنهایی، کم تجربه بودن، فشار مالی و تحقیر، بسیاری از دختران مدل را به ناگزیرهای دیگر می‌کشاند. کارهایی نظیر مدل برهنه شدن در مجلات مردانه و شرکت در ویدئوهای سکسی از پیشنهادات اولیه‌ای است که با آن مواجهه می‌شوند. خطر اعتیاد، بیماری‌های رفتاری و روانی و حتی تن‌فروشی نیز از جمله ناهنجاری‌های گسترده است که در پیرامون این شغل وجود دارد. کتاب تهیه شده در سال‌هایی که اشلی میرز در حال تحصیل و تدریس نوشته است قراری برای ایجاد حس دلسوزانه و نوشتن مطالب سرگرم‌کننده ندارد. همانطور که از اسم کتاب بر می‌آید اشلی میرز سعی کرده است به سئوالات اساسی مربوط به این تجارت بزرگ جهانی و کارگران اصلی آن پاسخ دهد. او تلاش کرده است نشان دهد که سیستم تقسیم درآمد، شیوه کشف و انتخاب مدل‌های بر‌تر، دوران محدود شغلی و مشکلات عدیده این شغل پر طرفدار چیست؟
اشلی میرز از تاثیر روانی بسیار قوی رسانه‌ها روی دختران جوان و خودش می‌گوید و اقرار می‌کند که با وجود این‌که دانشجوی رشته جامعه‌شناسی بوده، نتوانسته از دامِ رویاهای شغل پر زرق و برق مدل‌ها بگریزد و به این‌ترتیب استادیار دانشگاه نیویورک و نویسنده کتاب "قیمت زیبایی" در سال‌های اولیه دانشگاه جذب این صنعت می‌شود.
منبع:
Pricing Beauty: The Making of a Fashion Model [Paperback] , By Ashley Mears
در همین زمینه:
منبع:http://radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2011/11/16/8375

بوسه‌های تو گنجشککان پر‌گوی باغند

مهسا صارمی
مهسا صارمی - چندی پیش دوستی در فیس‌بوک لینک پروژه‌ای را به اشتراک گذاشته بود؛ پروژه‌ای که به توصیف بوسه‌ها و نوازش‌ها می‌پرداخت و پرده از حرکات شخصی برمی‌داشت؛ پروژه‌ای که هزاران نفر در آن شریک بودند و با شرح بوسه‌ها و نوازش‌ها، واکنش‌ها و حس‌های شخصی خود را بیان می‌کردند؛ بوسه‌ها و نوازش‌هایی که برای به روی کاغذ آمدن نیاز به اجازه دارند و اغلب سانسور می‌شوند.

در میان کامنت‌های زیر لینک به اشتراک گذاشته شده، گردآورنده این پروژه را شناختم و با وی آشنا شدم. باوند بهپور، گردآورنده پروژه "ثبت حرکات شخصی" در سایت شخصی خود، در یادداشتی درباره این پروژه این‌چنین نوشته است: "به نظرم ارزشمند می‌آید خلاقیت‌های کوچک و زیبای مردمی را که حرفه‌شان لزوماً خلاقیت نیست از فراموشی نجات داد و این توان شاعرانه را نمایان کرد. به‌خصوص در میان ما که زندگی عمومی و خصوصی‌مان اینطور با خشونت به دو پاره تقسیم می‌شود."
به بهانه ثبت همین بوسه‌ها و نوازش‌ها با باوند بهپور، پژوهشگر، مدرس و منتقد حوزه هنر معاصر، به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
انگیزه پرداختن به این موضوع که آن را حرکات شخصی نامیده‌‌اید، چه بود؟
باوند بهپور: خیلی وقت بود به کتابی درباره بوسه‌ها فکر می‌کردم؛ به این‌که شاعرانگی رفتار چطور می‌تواند با کلام پیوند بخورد. وقتی آمدم اتریش این عدم ارتباط با محیط و آدم‌های اطراف، انگیزه یک کار همگانی را که بتواند از سد فرهنگ بگذرد بیشتر ‌کرد. بوسه ترجمه نمی‌خواهد و من فکر کردم این ماجرا می‌تواند از بالای سر فرهنگ بگذرد و در عین حال تفاوت‌های فرهنگی را نشان بدهد. از این گذشته، برایم ثبت این خلاقیت‌های غیررسمی آدم‌ها جالب است. همیشه این تضاد میان زندگی واقعی و چیزی که فرهنگ عمومی جامعه آن را تبلیغ می‌کند، مرا به خودش جلب کرده است. من به چشم یک پروژه هنر معاصر به آن نگاه می‌کنم.
واکنش مخاطب‌ها به ثبت این حرکات شخصی چه بود؟ ‌از کامنت‌ها و پیغام‌های فیس‌بوکی گرفته تا اعتراض‌هایی که به جای شرح بوسه و نوازش فرستاده می‌شد.
باوند بهپور: خبر رسید تمامی بوسه‌ها و آغوش‌های کتابی که در ایران زیر چاپ دارم سانسور شده است. این شد یکی از انگیزه‌های انجام این پروژه. ارشاد با خود کلمه بوسه مشکل داشت نه این‌که چه کسی چه کسی را بوسیده. من هم گفتم بیایم در پاسخ، کاری برای بوسه‌های واقعی بکنم که مثل بوسه‌های ادبی سانسور می‌شوند.
بیشتر روی جمع‌آوری بوسه‌های مکتوب به صورت حضوری فکر کرده بودم که جعبه‌ای با خودم داشته باشم و از مردم بخواهم تجربه‌های‌شان را بنویسند و در جعبه بیندازند تا من بعدبخوانم و ویرایش کنم. الآن هم همین‌کار را می‌کنم. بعد دیدم مشارکت مجازی اتفاقاً خیلی موفق از آب درآمد؛ به‌خصوص در مورد ایرانیان. من انتظار این گسترش سریع را در فیس‌بوک نداشتم. فکر می‌کردم شاید خیلی‌ها بترسند که به نوعی معلوم بشود چه کسی چه چیزی نوشته و خودشان را سانسور کنند و به این فضای مجازی اعتماد نکنند. فکر می‌کردم شاید بسیاری آن را منافی عفت یا کسر شأن بدانند و تجربیات‌شان را به اشتراک نگذارند، اما مشارکت از همه طیفی بود. حتی دوستان مذهبی هم در پروژه شرکت کردند و نتایج هم بسیار متنوع شده است. تنها چند نفر اعتراض کردند. یکی بسیار مؤدبانه این پروژه را اسباب انحراف توجه جوانان از مسائل مهم‌تر دانسته بود. چند نفری هم از متجددان آن را در راستای شیوه مذموم زندگی امپریالیستی دانسته و تقبیح کرده بودند! اما تقریباً همه از همان توضیح کوتاه فهمیده بودند که ماجرا از چه قرار است و با آن رابطه برقرار می‌کردند. یکی از تأثیرات جالب‌اش این بود که باعث می‌شد خاطرات‌شان را مرور کنند و سعی کنند به یاد بیاورند. خیلی‌ها بابت این قضیه پیام تشکر می‌فرستادند. بعضی‌ها هم گروهی شرکت کرده بودند تا بعد ببینند کدام بوسه را کدام دوست‌شان ثبت کرده است و دست‌جمعی تفریح می‌کردند!
آیا چیزی از جواب‌ها سانسور شد؟ اگر شد چرا؟
خبر رسید تمامی بوسه‌ها و آغوش‌های کتابی که در ایران زیر چاپ دارم سانسور شده است. این شد یکی از انگیزه‌های انجام این پروژه. ارشاد با خود کلمه بوسه مشکل داشت نه این‌که چه کسی چه کسی را بوسیده. من هم گفتم بیایم در پاسخ، کاری برای بوسه‌های واقعی بکنم که مثل بوسه‌های ادبی سانسور می‌شوند. در نتیجه سانسور کردن پاسخ‌ها نقض غرض می‌شد. با این حال، نمی‌شد هم کورکورانه همه جواب‌ها را آورد. اولاً خیلی از پاسخ‌ها تکراری بودند که لذت خواندن را از بین می‌برد. در ثانی این پروژه برای بوسه‌های خلاقانه بود، نه برای حرف‌های کلی یا معمولی که مثلاً او خیلی عزیز است و او را می‌بوسم. بعضی جواب‌ها هم بی‌ربط بودند، مثلاً شعرهای خود را کپی کرده بودند، یا کلی مقدمه نوشته بودند تا به حرف اصلی برسند. این‌ها را حذف کردم. تفاوت لحن‌ها را نگهداشتم اما آن‌قدر ویرایش کردم که در خور خواندن باشند. قصدم جمع‌آوری یک آرشیو جامع یا کاری علمی نبود. قرار بود متنی خواندنی تولید شود که دیگران نوشته باشند.
کسانی که فرم را پر کرده بودند، به جنسیت خودشان اشاره کرده بودند؟ چند درصدشان؟ کسانی که از بوسه و نوازش‌ نوشته بودند بیشتر زن بودند یا مرد؟ چطور حدس می‌زدید که نویسنده این کامنت زن است یا مرد؟ اصلاً می‌شد حدس زد؟
در ابتدا گزینه‌ای برای این قضیه وجود نداشت. به‌تدریج بعضی‌ها پیشنهاد کردند جنسیت را هم بپرسم من هم به فرم اضافه کردم. نظرم این بود که حدس زدن آن دشوار نیست. الآن که بخشی از پاسخ‌ها منتشر شده خیلی از آن‌ها را می‌شود حدس زد؛ از روی نثر و ادبیات به کار رفته یا فضای ماجرا. من آمار نمی‌خواستم بگیرم، ضمناً معلوم هم نیست که اشخاص حتماً درست پاسخ داده باشند. بعضی‌ها هم نخواسته‌اند جنسیت‌شان را ذکر کنند. در کل خانم‌ها به‌طور قابل توجهی بیشتر شرکت کرده‌اند.

در توصیف‌ها چه تفاوتی بین نگاه زن و مرد به بوسه و نوازش وجود داشت؟
تفاوت‌ها مورد به مورد فرق می‌کند، اما خیلی بارز نیست. یعنی نمی‌شود حکم کرد چه چیزهایی کلاً زنانه است یا مردانه.
بین بوسه‌ها و نوازش‌ها شباهتی بود؟
شباهت هست. بعضی چیزهایی که آدم فکرش را نمی‌کند عمومی از کار درآمده‌اند. مثلاً می‌بینی چه تعداد آدم یک حرکت نامتعارف را دوست دارند. بی‌گفت‌وگو یک نوع فضولی از جنس مجلات زرد در این پروژه هست که در کارهای این‌چنینی پیش می‌آید و ایرادی هم ندارد.
نسخه انگلیسی و فرانسوی فرم هم موجود است. تفاوتی بین توصیف‌‌های ایرانی‌ها با غیرایرانی‌ها می‌دیدید؟ تا چه حدی و از چه منظر بود؟
هنوز پاسخ‌های اروپایی‌ها خیلی محدودتر از آن است که بشود مقایسه کرد، اما تمایز بارز این است که این منع گفتار و رفتار در ایران، مردم را خیلی مشتاق‌تر کرده که شرکت کنند و ضمناً نوعی شاعرانگی ممنوع و آزرده‌خاطر به خیلی از توصیفات بخشیده است. اروپایی‌ها راحت‌ترند.
جدا از موارد یادشده به چه نکته جالبی در این طرح برخورد کردید؟
مشارکت در این پروژه سخت‌تر از چیزی است که فکر می‌کردم. برای خودم دشوار بود و به نظرم مردم خیلی خوب از پس توصیف آن برآمد‌ه‌اند. به‌تدریج که نوشته‌ها چاپ می‌شد گویا متوجه می‌شدند کدام شیوه‌های بیانی بهتر جواب می‌دهد و پاسخ‌های کوتاه بدل به پاراگراف‌هایی حرفه‌ای‌تر شد. جالب است که ما آن‌قدر از بعضی چیزها حرف نزده‌ایم که حتی زبان مناسبی برای گفتن آن نداریم. برایم بسیار دلپذیر بود که می‌دیدم خیلی‌ها سعی‌می‌کنند این زبان را تولید کنند و مثل متن‌های دوره قاجار، انگار داشتیم سعی می‌کردیم (فارغ از سانسور اما درگیر با محدودیت‌های بیانی خودمان) نوعی فضا برای حرف زدن بگشاییم. پیداست که معنای خیلی از بوسه‌ها و نوازش‌ها به خود حرکت نیست و به پس‌زمینه‌اش ربط دارد که این پس‌زمینه غالباً خیلی خوب منعکس شده است. در کل مثل دیدن جامعه از پشت یک آینه یک‌طرفه است. بدل شدن رفتار به کلام هم خیلی جاها تأثیر قضیه را تغییر می‌دهد. خطاب همگانی کلام باعث شده بعضی چیزها که در عمل دلپذیرند، اما خوب به کلمه درنمی‌آیند یا برعکس، طبیعی‌تر و همگانی‌تر جلوه کنند.
در همین زمینه:
۱- بخش نخست پاسخ‌ها (از بخش نخست می‌شود به بخش دوم پاسخ‌ها و به فرم رسید).
تصویر:
۱- سحر صدارت
۲- پابلو پیکاسو (۱۹۶۹)، "بوسه".
منبع:http://radiozamaneh.com/society/haftkoocheh/2011/11/12/8287