جهان اجتماعي ما ، جهان معناهاست . اشياء به خودي خود معنا ندارند . اشياء همينكه موضوع ذهن وعمل انساني قرار مي گيرند ، آنگاه معنا مي يابند . معنايي كه ريشه در ذهن فعال و خلاق انسانها دارد . انسان به محيط پيرامون خويش ، به اشياء ، به خويشتن و به انسانهاي ديگر معنا مي دهد . زن و مرد نيز متقابلاً معناي متفاوتي به يكديگر نسبت مي دهند و هر يك از آنها در معرض تفسيري متفاوت از ديگري قرار دارد . ولي آنچه كه مهم است آن معنايي است كه توسط مرد به زن اطلاق مي گردد . در اينجا مرد و زن را به ترتيب جنس مذكر و مؤنث در نظر مي گيريم . معنايي كه توسط مرد به زن داده شده ، در طول تاريخ ، اعصار مختلف ، در فرهنگ و جوامع گوناگون به طور متفاوتي آشكار شده ، اما در مجموع اشتراكاتي عميق داشته است . منظور از اين معناي منتسب توسط مرد ، اوصافي است كه از لحاظ فكري ، جسمي و جنسي زن را موضوع خويش قرار داده است . از لحاظ فكري (ناقص العقل بودن ، و اينكه عقل زن در رحم اوست ) و از جنبه جسمي (موجودي لطيف و ظريف و نازكتر از برگ گل) . چيزيكه مهم است معناي جنسي جسمي منتسب توسط مرد است . همانطور كه گفته شد اين اطلاق معنا ، دو سويه است ليكن خصلتي كه يك سويه از اين دوسويه را برجسته مي كند ، ويژگي سلطه گري اي است كه بر روابط جنسي و جسمي زن و مرد حاكم است به اين معنا كه زن در نگاه غالب مردان ، در عرصه روابط جنسي جسمي ، «ديگري» و «فرعي» بوده . زن «من حاكم» بودن مرد و «ديگري» بودن خويش را پذيرفته است (فارغ از جنبش هاي فيمينيستي اخير كه منشاء آن خودآگاهي زنان به «ديگري»بودن خويش است ) در رابطه جنسي جسمي نقش غالب زن و مرد به ترتيب فاعلي و مفعولي در نظر گرفته شده است . اين الگوي رفتاري را در ميان حيوانات نير مي توان مشاهده كرد . اين شيوه رفتاري غريزي بين حيوانات برخلاف انسانها ، تغيير ناپذير است . شايد بتوانيم دليل اولية مفعوليت زن ، در رابطه جنسي را (علاوه بر قدرت ناشي از مالكيت خصوصي و اقتصادي مرد) به اقتباس از جهان حيواني ،ساختار جسمي و شكل آلت جنسي زنان مرتبط كنيم . اما قابليت تسليم پذیري زن و سلطه گري مرد صرفاً ريشه در وضعيت جسماني آنها ندارد عرصه حيواني يا دايره حيات انساني بسيار متفاوت است . تغيير ناپذيري شيوه روابط جنسي در بين حيوانات قابل تعميم كامل به رابطه جنسي زن و مرد نيست . معاني اي كه طي قرنها در جهت نسبت مفعوليت و «ابزار انگاري به زن » پيش رفته و در مرد و زن دروني شده ، نقشي مهم تر ايفا نموده است . اين شيوه رفتاري و اين معنا سازي مي تواند تغيير يابد . اگر زنان نقش معنا را مهم تر از نقش ساختار جسمي خويش بگمارند ، تغيير اين شيوة تثبيت شده كنش اجتماعي تسهيل خواهد شد . مي توانند به اين آگاهي برسند كه اين معاني كه منجر به سلطه پذيری ، از خود بيگانگي و شي انگاري شده ، ازلي نبوده و واقعيتي رخداده است . فمنيست هاي راديكال نيز به اين مهم اذعان مي كنند كه بين زنان و مردان تفاوت هاي زيستي وجود دارد اما با معاني اي كه به اين تفاوت جسمي داده مي شود به مخالفت مي پردازند . نقش زن در رابطه جنسي لزوماً نمي تواند به معناي فاعليت باشد و به سخن ديگر «top» بودن مرد در رابطه جنسي لزوماً با قدرت و اراده و حاكميت و تسلط او نمي تواند همراه باشد . تصور كنيد «پسري كه به نشانه عشق ، دست بر گردن دختري نهاده » «دامادي كه به عنوان راننده ماشين عروس ، عروس (دختر) را كه به او بله گفته ، به همراه خويش مي برد » « مردي كه زمان و ميزان رابطه جنسي را تعيين مي كند » « مردي كه خود را محافظ بدن همسر خويش مي داند » «نهادهايي كه به تجارت سكس اقدام مي كنند » « دختراني كه مورد تجاوز بصري ، كلامي ، (متلك پراني) و جنسي قرار مي گيرند و . . . » اينها تداعي كننده چه معناي اي هستند ؟ از اين مصاديق واقعي زندگي اجتماعي چه دريافتي مي توان كرد ؟ جز اينكه مرد حاكم حيطه تماس جنسي و جسمي است و زن استقلال جنسي – جسمي ندارد . مفاهيمي چون «ترشيده» « پوسيده » « بادكرده» « رودست مانده» اين معنا را مي رساند كه هنوز فردي پيدا نشده كه بدن دختري را به طور قانوني تصاحب كند . لطيفه ها و جوك هاي سكسي و نوع مفاهيم بكار رفته در آن كه در بين پسران رواج دارد ، زن را كاملاً مفعول نشان مي دهد. مفعوليت زن ناشي از قدرت سلطه فاعل (مرد) است . نتيجه ديگر سلطه گري ،شي انگاري ، تلقي زن به عنوان sex object است . موضوع واقع شدن زن در تماس و رابطه جنسي به اين معنا نيست كه زن به شدت تحت استثمار جنسي است بلكه به سطوح مختلف چنين رابطه اي بايد توجه كرد . شديد ترين سطح اين رابطه تجاوز جنسي است و اعتقاد به «ناموس» سطح نازلي است كه همراه با احترام زن را موضوع جنسي قرار مي دهد . اصطلاح «زن گرفتن » شايد بهترين عبارتي باشد كه ما را به شي انگاري زن رهنمون كند . همچنين است صورتهاي مختلف همسر گزيني از قبيل خريد همسر ، دزدي و زورگيري همسر ، نذري دادن دختران ، و هديه و پيشكش كه در دوره اي از تاريخ ايران رواج داشته و شايد هم اكنون نيز وجود داشته باشد . در دوران صفويه « زنان را به عنوان هديه حتي به اجانب پيشكش مي كردند و مي بخشيدند . خود زنان نيز به پيشكش كردن زنان به ولي نعمتان خود مبادرت مي ورزند (حجازي : 152) » فرهنگ ايراني مملو از اين مثال هاست . آشكار است كه فرهنگ و تعاليم اسلامي ، نوع مذكور از رابطه جنسي و جسمي را تشويق ، باز توليد و تحكيم مي كند . يكي از مفاهيم اسلامي ناموس است كه جسم زن را به گونه اي محترمانه و زيركانه متعلق به مرد مي داند . حجاب مخفيگاه اين شي قيمتي است . مفهوم ناموس به اين باز توليد ذهني منجر مي شود كه بدن زن چون كالايي گرانبهاست كه مرد بايد به محافظت از آن بپردازد . دهخدا ، ذيل كلمة ناموس يكي از معاني آن را اين چنين بيان مي كند «زوجه و زن هاي متعلق به يك مرد ، مثل مادر و خواهر و دختر » در اين تعريف مالكيت مردان بر بدن زنان مفروض گشته . نفقه و مهريه نيز مي تواند اين معنا را بدهد كه رابطه جنسي زن و مرد ، به رابطه كارفرما و كارگر يا ارباب و رعيت مي ماند . با اين تفاوت كه زن به نيروي كار بلكه جسم خويش و خصوصي ترين عرصه حوزه جسم خويش را در اختيار مرد مي گذارد . در ماده « 1108» قانون مدني ايران آمده است كه « اگر زن بدون عذر موجه حاضر نشود با همسر خود زندگي كند يا با او رابطه جنسي داشته باشد ، حق گرفتن نفقه نخواهد داشت » پس اين احساسات جنسي مرد است كه مورد توجه و محور قرار مي گيرد و زنان چهره اي مملوك گونه مي يابند . قدرتمندان و پادشاهان ،براي تعديل آشوب هاي اجتماعي ، تحكيم روابط با قبايل ديگر ، از دختران و زنان استفاده ابزاري مي كردند . ازدواج محمد بن عبدالله با عايشه نيز اينگونه بيان مي شود . شاهاني كه زنان كثيري را زينت حرمسرا هاي خويش كرده بودند . اين زنان بسيار را نه صرفاً به جهت نيل به التذاذ جنسي بلكه به منزله ابزاري براي حفظ امنيت و ثبات موقعيت و قدرت خويش تلقي مي نمودند يعني با ازدواج با دختري از قبيله اي ديگر سعي مي كردند نظر آن قبيله را به خويش جلب كرده و نيروي بالقوه شورش را در آنها بكاهند . تاريخ مي گويد اگر عشقي در ازدواج در كار بوده غالباً عشق مرد تعيين كننده بوده است نه احساسات جنسي زن . تسلط مرد بر زن نه تنها موجب مفعول انگاري ، ابزار انگاري ، ابزاري شدن زن ، عدم كنترل بدن خويش شده بلكه احساسات جنسي او نيز مغفول مانده است . عقيده اين بوده در رابطه ج نسي اين مهم نيست كه زن به اورگاسم برسد البته با اين بينش برخي مردان معتقد بودند كه زنان هم لذت جنسي مي برند عميقاً هدف ارضاي جنسي مرد است . هويت و احساسات جنسي زن آشكار شده است . شرط بكارت زنان در كشورهاي مسلمان براي عقد و ازدواج از وجوه بارز ناديده انگاشتن احساسات جنسي زنان است « ارزش بكارت به حدي است كه بسياري قبل از ازدواج به مراجعه به پزشك گواهي اثبات باكرگي مي گيرند و در بعضي نقاط ايران فقدان بكارت براي دختران به قتل دختر توسط افراد ذكور خانواده منجر مي شود (قتل هاي ناموسي) (فصل زنان :124) قتل هاي ناموسي بازتاب موضوع جنسي بودن زن است . اشكال مختلف مزاحمت هاي جنسي و تجاوزات جنسي حاكي از مفعول واقع شدن زن دارد «به عقيده بسياري از صاحب نظران دليل مزاحمت هاي جنسي در قلمرو عمومي اين است كه نوع تربيت خانوادگي به گونه اي است كه مردان ، زنان را به عنواني «ابژه هاي جنسي » نگاه مي كنند (فصل زنان :131) « كاترين مك كينون مزاحمت هاي جنسي را مظهر شيوه شي سازي زنان از مردان مي داند » (فصل زنان :123) ختنه زنان نمونه ديگري از «ابژه» شدن زنان است . اكنون بسياري از زنان آفريقايي اسير آموزه هاي سنتي بوده و ختنه در مورد آنها انجام مي شود . بعضي از دلايلي كه براي ختنه زنان آورده مي شود بازتاب اين «ابژه» شد گراست . دلايلي همچون نگهداري از بكارت دختران جوان تا زمان ازدواج ، كنترل تمايلات جنسي دختران تا قبل از ازدواج و اطمينان دادن به شوهر آينده از جنبه پاك بودن دختر . در يكي از شهرهيا كوچك هرمزگان به نام بندر لنگه نيز ، دختران بعد از 40 روز ختنه منبع مي شوند . دختران طي جامعه پذيري جنسيتي از مادر خود مي آموزند كه چگونه بايد خود را در اختيار شوهر قرار دهند . 1. حجازي ،بنفشه ، ضعيفه ، قصيده سرا ، تهران ، 1381 . 2.لغتنامه دهخدا ، ج چهارم ، انتشارات دانشگاه تهران ، 1377 . 3.فصل زنان ، ج پنجم (مجموعه آراء و ديدگاههاي فمينيستي ) به كوشش نوشين احمدي خراساني ، فيروز مهاجر ، پرويز اردلان ، تهران ، روشنگران و مطالعات زنان ، 1384
توسط دانشجوی جامعه شناسی
خوش آمدید
اگاهی جنسی حق مسلم ما است، ولی این وبلاگ آموزشی نیست. دارم برای خویشتن می فکرم. هنوز توصیف و تعریفی از جامعه شناسی سکس ارائه نداده ام، مفهوم بندی نکرده ام و البته به نقصان کار خویش اشراف دارم. منتظر فرصتم. درباره وبلاگ توضیح مختصری داده شده و در فیسبوک نیز صفحه ای با همین عنوان دارم.
۱۳۸۹ دی ۲۹, چهارشنبه
بخش پایانی جدول3) نگرش ایرانیان به خانواده مکان/ گروه گروه 1- درامریکا (%) گروه 2- درایران (%)
جدول3) نگرش ایرانیان به خانواده
مکان/ گروه
گروه 1- درامریکا (%)
گروه 2- درایران (%)
محورها
مرد
زن
کل
مرد
زن
کل
1
برای افراد متاهل داشتن فرزند مهم است
56
55
55
63
50
58
2
طلاق گرفتن باید آسان تر بشود
52
49
50
38
24
32
3
والدین باید بخاطر بچه هایشان باهم زندگی کنند حتی اگر باهم نمی سازند
40
21
28
55
52
54
4
بزرگترین وفاداری، نسبت به خانواده است
95
96
96
94
98
96
نگرش ایرانیان به تربیت کودکان:
دریافته های مربوط به نگرش ایرانیان به تربیت کودک نیز شواهد حاکی است نقش و جایگاه خانواده هنوز بین ایرانیان هردو گروه ازاهمیت بالایی برخورداراست بطوریکه نقش خانواده در تربیت فرزندان را درحدی می داند که آزادی بسیارزیاد نوجوان را مخاطره انگیز تلقی کرده و قصد دارد همچنان معیارهای ارزشی خانواده را بر فرزندان دیکته نماید. یافته مربوط به محور 6 درجدول 2 حاکی است که با تفاوت 10 درصدی، بیش از 60 درصدایرانیان مقیم ایران و 70 درصد امریکا حق انتخاب و انجام آزادانه هر اقدامی را به نوجوانان خود نمی دهند. به بیان دیگر میل به تسلط و نظارت بر اعمال و نحوه اندیشه و کردار نوجوانان تو سط پدر و مادران ایرانی خواه درامریکا خواه ایران نسبتا بالا است.
نگرش ایرانیان به خانواده:
دربخش مربوط به نقش خانواده نیز شواهد مربوط به محورهای مندرج درجدول 3 نشان می دهد هنوز فرزند زایی یکی از مهمترین کارکردهای خانواده درباورایرانیان هردو گروه است بطوریکه بیش از 55 درصد بدان باور دارند (محور1). این امر ازمی تواند سبب ساز تداوم پیوند خانوادگی و حفظ و صیانت از نهاد خانواده باهیمن نسبت افراد براین باورند که خانواده ها باید بخاطر تربیت و نگهداری از فرزندانشان حتی باوجود ناهمسازی زنو شوهر باید با یکدیگر به زندگی زناشویی ادامه دهند و به عبارت دیگر خانواده را حفظ کنند. به تعبیر پژوهشگران تحقیق انجام شده" درفرهنگ ایرانی قربانی کردن آزادی و سعادت فردی بخاطر خانواده بسیار باارزش است و پدیده سوختن و ساختن، شاخص مهم قهرمان سازی و یا قربانی شدن است" (منبع شماره1، ص28). چنین باوری با بیش از 95 درصد نظرات ایرانیان هر دوگروه گویای اهمیت خانواده درتعیین سرنوشت و ارائه هویت اجتماعی ایرانیان است. البته آمارها حاکی از حدود 10 درصد طلاق درایران و بیش از 66 درصد دربین ایرانیان مقیم آمریکا است (منبع1، ص 28). دراین میان یک از دلایل شیوع نسبتا گسترده ایرانیان مهاجر درامریکا و حتی در اروپا بویژه درکشوری مانند سوئد نیز نشانگر دلایل متعددی است که برخی از آنها عبارتند از: بی بنیان بودن بسیاری از ازدواج هایی که بخصوص درایران و پیش از مهاجرت بدون کمترین شناخت صورت گرفته است، وجود قوانین حمایت کنند هاز زنان در جوامع غربی و عدم مدارا و تمکین مورد توصیه فرهنگ سنتی و دینی زنان از مردان، و برنتابیدن ادامه رفتار گاه مردسالارانه مردان ایرانی در جغرافیای جدید و درنهایت وجود فرصت های جدید برای عشق های رمانتیک و تشکیل زندگی زناشویی جدید.
دراین میان اشاره به این نکته خالی از فایده نیست که حفظ ناگزیر خانواده بخاطر فرزندان یا هر روش و دستاویز دیگری نه تنها به نادیده گرفته شدن حقوق فردی هریک از طرفین رابطه زناشویی منجر می شود بلکه گاه به دلیل ناهمسازی و اختلاف های شدید درون خانواده نتایج عکس داده و بحران و آسیب های اجتماعی دیگری را وارد نهاد خانواده می نماید. درچنین وضعیتی ظاهرا خانواده مقدس ایرانی می تواند به حفظ ساختار خانواده یاری رساند ولی ارکان آن خانواده یعنی زن، شوهر، و فرزندان هریک بنوعی قربانی جو متشنج درون خانواده های ناهمساز می گردد که سیاست سوختن و ساختن را بر سیاست جدایی و ترمیم ترجیح می دهد (5).
1.Premarital sexual, child rearing & family attitudes pf Iranians men & women in the USA & Iran; Hojat,M; Shapurian,R; Nayerahmadi,H; Farzaneh,M; Foroghi,M; Azizi,M; The Journal of Psychology, 1999, 133(1), 19-31
2. Schofield, M (1973); The sexual behavior of your adults, Boston, MA :Little, Brown.
3. کام ایرانی، امیزش جنسی؛ http://sociology.myblog.ir/More-4.ASPX
4. بررسی ازدواج و طلاق کودکان درایران؛ http://sociology.mihanblog.com/?More=91
5. خانواده ایرانی، خانواده مقدس!؛ http://sociology.mihanblog.com/More-95.ASPX
منبع:http://sociologyofiran.com
مکان/ گروه
گروه 1- درامریکا (%)
گروه 2- درایران (%)
محورها
مرد
زن
کل
مرد
زن
کل
1
برای افراد متاهل داشتن فرزند مهم است
56
55
55
63
50
58
2
طلاق گرفتن باید آسان تر بشود
52
49
50
38
24
32
3
والدین باید بخاطر بچه هایشان باهم زندگی کنند حتی اگر باهم نمی سازند
40
21
28
55
52
54
4
بزرگترین وفاداری، نسبت به خانواده است
95
96
96
94
98
96
نگرش ایرانیان به تربیت کودکان:
دریافته های مربوط به نگرش ایرانیان به تربیت کودک نیز شواهد حاکی است نقش و جایگاه خانواده هنوز بین ایرانیان هردو گروه ازاهمیت بالایی برخورداراست بطوریکه نقش خانواده در تربیت فرزندان را درحدی می داند که آزادی بسیارزیاد نوجوان را مخاطره انگیز تلقی کرده و قصد دارد همچنان معیارهای ارزشی خانواده را بر فرزندان دیکته نماید. یافته مربوط به محور 6 درجدول 2 حاکی است که با تفاوت 10 درصدی، بیش از 60 درصدایرانیان مقیم ایران و 70 درصد امریکا حق انتخاب و انجام آزادانه هر اقدامی را به نوجوانان خود نمی دهند. به بیان دیگر میل به تسلط و نظارت بر اعمال و نحوه اندیشه و کردار نوجوانان تو سط پدر و مادران ایرانی خواه درامریکا خواه ایران نسبتا بالا است.
نگرش ایرانیان به خانواده:
دربخش مربوط به نقش خانواده نیز شواهد مربوط به محورهای مندرج درجدول 3 نشان می دهد هنوز فرزند زایی یکی از مهمترین کارکردهای خانواده درباورایرانیان هردو گروه است بطوریکه بیش از 55 درصد بدان باور دارند (محور1). این امر ازمی تواند سبب ساز تداوم پیوند خانوادگی و حفظ و صیانت از نهاد خانواده باهیمن نسبت افراد براین باورند که خانواده ها باید بخاطر تربیت و نگهداری از فرزندانشان حتی باوجود ناهمسازی زنو شوهر باید با یکدیگر به زندگی زناشویی ادامه دهند و به عبارت دیگر خانواده را حفظ کنند. به تعبیر پژوهشگران تحقیق انجام شده" درفرهنگ ایرانی قربانی کردن آزادی و سعادت فردی بخاطر خانواده بسیار باارزش است و پدیده سوختن و ساختن، شاخص مهم قهرمان سازی و یا قربانی شدن است" (منبع شماره1، ص28). چنین باوری با بیش از 95 درصد نظرات ایرانیان هر دوگروه گویای اهمیت خانواده درتعیین سرنوشت و ارائه هویت اجتماعی ایرانیان است. البته آمارها حاکی از حدود 10 درصد طلاق درایران و بیش از 66 درصد دربین ایرانیان مقیم آمریکا است (منبع1، ص 28). دراین میان یک از دلایل شیوع نسبتا گسترده ایرانیان مهاجر درامریکا و حتی در اروپا بویژه درکشوری مانند سوئد نیز نشانگر دلایل متعددی است که برخی از آنها عبارتند از: بی بنیان بودن بسیاری از ازدواج هایی که بخصوص درایران و پیش از مهاجرت بدون کمترین شناخت صورت گرفته است، وجود قوانین حمایت کنند هاز زنان در جوامع غربی و عدم مدارا و تمکین مورد توصیه فرهنگ سنتی و دینی زنان از مردان، و برنتابیدن ادامه رفتار گاه مردسالارانه مردان ایرانی در جغرافیای جدید و درنهایت وجود فرصت های جدید برای عشق های رمانتیک و تشکیل زندگی زناشویی جدید.
دراین میان اشاره به این نکته خالی از فایده نیست که حفظ ناگزیر خانواده بخاطر فرزندان یا هر روش و دستاویز دیگری نه تنها به نادیده گرفته شدن حقوق فردی هریک از طرفین رابطه زناشویی منجر می شود بلکه گاه به دلیل ناهمسازی و اختلاف های شدید درون خانواده نتایج عکس داده و بحران و آسیب های اجتماعی دیگری را وارد نهاد خانواده می نماید. درچنین وضعیتی ظاهرا خانواده مقدس ایرانی می تواند به حفظ ساختار خانواده یاری رساند ولی ارکان آن خانواده یعنی زن، شوهر، و فرزندان هریک بنوعی قربانی جو متشنج درون خانواده های ناهمساز می گردد که سیاست سوختن و ساختن را بر سیاست جدایی و ترمیم ترجیح می دهد (5).
1.Premarital sexual, child rearing & family attitudes pf Iranians men & women in the USA & Iran; Hojat,M; Shapurian,R; Nayerahmadi,H; Farzaneh,M; Foroghi,M; Azizi,M; The Journal of Psychology, 1999, 133(1), 19-31
2. Schofield, M (1973); The sexual behavior of your adults, Boston, MA :Little, Brown.
3. کام ایرانی، امیزش جنسی؛ http://sociology.myblog.ir/More-4.ASPX
4. بررسی ازدواج و طلاق کودکان درایران؛ http://sociology.mihanblog.com/?More=91
5. خانواده ایرانی، خانواده مقدس!؛ http://sociology.mihanblog.com/More-95.ASPX
منبع:http://sociologyofiran.com
نگرش ایرانیان ایران و امریکا به روابط جنسی پیش از ازدواج(این مطلب توسط علی طایفی ومدیر سایت جامعه شن
نوشتارحاضر ارائه خلاصه پژوهشی است که توسط تعدادی از محققان ایرانی در ایران و امریکا دربین ایرانیان مقیم در کشور و ایرانیان مقیم درامریکا پیرامون نگرش آنان به مقوله روابط جنسی و خانواده صورت گرفته است (1). یافته های حاصل ازاین تحقیق محصول پژوهش بین 160 ایرانی مهاجر مقیم درامریکا (61مرد و99 زن) و 97 ایرانی درداخل ایران (55 مرد و 42 زن) است که با هم مقایسه شده اند. براساس این تحقیق ایرانیان درامریکا درکل و زنان بطور خاص درمقایسه با همتایان شان درایران ، نگرش آزادتری نسبت به روابط جنسی پیش ازازدواج و آموزش جنسی نشان داده اند.
این گروه درامریکا مدارای بیشتری نسبت به همجنس بازان دارند و پذیرش بیشتری نسبت ازهم پاشیدگی خانواده نشان می دهند. ایرانیان در هردو کشور نشان داده اند که ارزش بالایی به نقش مادر و خانواده و وفاداری خانوادگی داده و آزادی نامحدود جوانان را نمی پذیرند (منبع 1،ص19).
گروه سنی مورد بررسی بین 20 تا 50 سال و متوسط سنی گروه ایرانی درامریکا (گروه 1) 37 و گروه ایرانی درایران (گروه 2) 32 سال است. از گروه 1 بیش از 55 درصد مقیم کالیفرنیا و 45 درصد مقیم ایالت های پنسیلوانیا، نیوجرسی و ایندیانا هستند و گروه 2 عمدتا ازتهران می باشند. 55 درصد گروه 1 و 57 درصد گروه 2 متاهل بودند. جدول زیر اهم یافته های این تحقیق را به نمایش می گذارد. پرسشنامه این تحقیق در 25 محور تنظیم شده که 23 محور آن برگرفته از پرسشنامه استاندارد شده شافیلد است (2). بدیهی است دستاوردهای این تحقیق نمی تواند به کل جامعه تعمیم داده شود و فقط مقایسه ای را بدست می دهد که قابل توجه است.
ذکر این نکته ضروری است که بخش بزرگی از تحلیل های مستند به آمار و یافته های این تحقیق متعلق به نویسنده این سطور است و هرجا تحلیل یا فاکتی از پژوهشگران این تحقیق آورده شده است بدان استناد می شود. دراینجا به ترتیب تلاش می شود تحلیلی از اهم یافته های این تحقیق ارائه شود:
رابطه جنسی پیش ازازدواج و مناسبات جنسی:
محور1) چنانکه یافته های جدول 1 نشان می دهد ایرانیان بطور کلی نگرش شان نسبت به آمیزش جنسی پیش از ازدواج تعدیل یافته و بیش از 50 درصد گروه 2 و بیش از 70 درصد گروه یک به اهمیت آن صحه گذارده اند. بدیهی است این نسبت هنوز درداخل کشور بویژه در بخش روستایی جندان قابل دریافت نیست و بخش تحصیلکرده و طبقه متوسط شهری چنین رویکردی رابیشتر اتخاذ کرده اند. ازسوی دیگر ازنظر تفاوت نگرش جنسی نیز، دربین گروه 2 مقیم درایران، مردان نسبت به زنان آزاداندیش ترند بویژه اینکه این آمیزش می تواند عملا منحصر به مردان باشد! و چنانکه در محورهای مربوط به باکره بودن شاهد خواهیم بود این آمیزش را درمورد دختران نمی پسندند! لذا نزدیک به 60 درصد زنان ایرانی مورد بررسی آمیزش جنسی پیش از ازدواج را امری غلط و ناپسند می شمارند. این نگرش دربین زنان ایرانی مقیم امریکا درست برعکس بوده و زنان کمتر از مردان بدان باور دارند! به عبارت دیگر زنان گروه 1 درامریکا نسبت به زنان مقیم ایران و حتی مردان مقیم ایران و امریکا به آمیزش پیش از ازدواج باور پیدا کرده اند.
محور2) چنانکه گفته شد دراین محور نگرش مردان تفاوت کیفی با یافته های محور قبلی می یابد! یطوریکه وقتی بحث آمیزش پیش ازازدواج محدود به آزادی آمیزش برای دختران می شود، نگرش مردان ایرانی مقیم در ایران تغییر می یابد. بگونه ای که با وجودیکه 64 درصد مردان گروه 2 درایران با آمیزش پیش ازازدواج موافقند، ولی فقط 51 درصد آنان این توافق را درمورد دختران نیز قبول می کنند. دراین میان مردان و زنان ایرانی گروه 1 هردو با نسبت کمتری با بدنامی دختران درصورت آمیزش پیش ازازدواج موافقند (درکل 80 درصد)، درحالیکه این نسبت درمقایسه با محور قبلی با اختلاف 12 درصد کمتر گویای این است که مردان و زنان گروه 1 با نسبت بیشتری این پدیده را مذموم می دانند (با46 درصد).
محور3) همچنین ارزیابی تمایل به ازدواج با دختر باکره و بدون آمیزش جنسی دربین مردان هردو گروه بالا است و نقطه تناقض همین جاست که علیرغم اینکه قریب 70 درصد مردان مقیم امریکا با آمیزش جنسی پیش از ازدواج موافق هستند ولی درعمل بیش از60 درصد با آن بنوعی مخالفت کرده و خواهان ازدواج با دختر باکره هستند! موید این امر تلاش برخی مردان ایرانی برای ازدواج با دختران باکره مقیم ایران است که بصورت ازدواج پستی نیز موسوم و رواج یافته است. در بین مردان مقیم ایران نیز شواهد نشان می دهد علیرغم اینکه 50 درصد مخالف مذموم بودن سکس پیش ازازدواج هستند و 64 درصد آن را بطورکلی غلط نمی شمارند (محور1) ولی درموضوع انتخاب همسر و ازدواج، 80 درصد بدنبال یافتن دختران دوشیزه و باکره هستند! دراینجا روشن نیست آیا درصورت باور به اینکه باکره بودن اهمیت ندارد، چگونه در موقع عمل این دست از مردان خواهند توانست با 80 درصد تمایل به ازدواج با دختران باکره، به کام خویش دست یابند!
دراین باره نگرش زنان نیز تایید کننده این است که مردان دارای چنین نگرشی بوده و به اصطلاح ازدواج با دختران دست اول را جویا هستند هرچند که خودشان دست اول نباشند! درواقع بر خلاف اظهار نظر مردان، زنان هر دو گروه درباره مردان گونه دیگری فکر کرده و بویژه زنان مقیم ایران باکره بودن دختران را از پیش فرض های خود ازسوی مردان تلقی می کنند (با76 درصد). به تعبیر نویسندگان و محققان این پژوهش، "معیارهای بکارت و نجابت و اصالت خانوادگی، معیارهای طلایی انتخاب همسر توسط مردان ایرانی است و ازدواج تنها راه مشروع رابطه جنسی درایران محسوب می شود" (منبع 2، ص 20). این نگرش و سلوک به آنجایی منتهی شده است که به تعبیر دیگر درفضای فرهنگی ایران آمیزش جنسی به کام ایرانی مبدل شده است ( 3).
محور4) دراین محور نیز این تناقض یا دوگانگی نظر درشاخص سنجش آمیزش جنسی پیش ازازدواج برای پسر و دختر مجدد بچشم می خورد بطوریکه برخلاف نگرش مردان و زنان ایرانی، دراینجا 91 درصد گروه 1 و 75 درصد گروه 2 این تفاوت را قبول ندارند. بطور طبیعی نگرش ایرانیان گروه 1 نسبت به گروه 2 دارای نگرش برابر خواهانه تری است چراکه زندگی در محیط فرهنگی متفاوت ازایران این امکان تعدیل نگرش را فراهم می کند. ولی چنانکه گفته شد اولا درعمل یافته محورهای پیشین موید این است که مردان چنین نمی اندیشند و یا در تناقض نگرشی و رفتاری بسر می برند و مردان ایرانی نیز در بخش های سنتی تر جامعه ایران چنین مدارایی از خود نشان نمی دهند. درمورد زنان نیز نسبت کسانی که به تفاوت جنسی در زمینه ارتباط جنسی پیش از ازدواج معتقدند مخالفت بیشتری وجود دارد بطوریکه زنان بیش از مردان این تفاوت را بر نمی تابند و برابر خواهانه تر می نگرند.
محور5) وضعیت مضاعف و افراطی معیارها و نگرش ها و ارزشها و هنجارهای جنسی درفرهنگ ایران نیز در واقع با اندکی تفاوت بین هردو گروه مورد تایید است ولی زنان ایرانی گروه 2 درایران بیش ازمردان گروه خود به این امر صحه گذارده اند چرا که مردان بطور طبیعی دارای آزادی بیشتری هستند خواه از نظر عرف و خواه قوانین مجازات. اما دربین زنان گروه 1 درامریکا این باور حتی شدید تر از زنان ایران خود رانشان می دهد. این برداشت دربین مردان ایرانی دو گروه نیز بچشم می خورد.
محور6) ایرانیان گروه 1 درامریکا بیش از گروه 2 درایران به اهمیت رابطه جنسی توجه داشته اند. به بیان دیگر تعداد ایرانیان مقیم ایران که رابطه جنسی را وقت چندان خوب و مطبوعی نمی شمارند، حدود دو برابر ایرانیان مقیم امریکاست (47 به19درصد). درعین حال مردان امریکا بیش از مردان ایران زمان رابطه جنسی را با ارزش می دانند که ناشی از هم امکانات دسترسی ایرانیان به سکس آزاد درامریکا است! و هم ناشی از دگم ها یا تعصبات مرد ایرانی است که هنوز سکس و گفتگو پیرامون آن را تابو تلقی می کند. ازسوی دیگر زنان هردو گروه این رابطه را نسبت به مردان با ارزش تر بر می شمرند و حتی به دلیل آزادی نگاه و عمل زنان ایرانی گروه 1 نسبت به گروه 2، زنان مقیم درامریکا بیش از ایران، زمان صرف شده در بستر همخوابگی را زمان مطلوبی می شمارند. می توان این امر را به میزان آگاهی و بیداری جنسی زنان درامریکا هم منسوب ساخت که دربین زنان مقیم درایران کمتراست.
محور7) برخلاف اینکه نرخ زادو ولد درایران پایین آمده و بعد خانوار از بیش از 5 به نزدیک 4 نزول کرده است ولی از نظر ذهنی هنوز 46 درصد ایرانیان گروه 2 معتقد به آموزش روش های پیشگیری برای کنترل موالید و نرخ باروری نیستند. این نگرش بین زنان بیش از مردان است (52 به 40). برخلاف آن علاوه بر اینکه باور به این روش های آموزشی برای کنترل زادو ولد بین گروه 1 بیش از یک و نیم برابر گروه 2 است، نسبت زنانی که به این امر معتقدند بسیار بیشتر است (99 به 48 ). میزان شناخت از نقش انسانی در کنترل موالید و طرز نگرش طبیعت گرایانه و حتی ماوراء طبیعی دانستن زاد و ولد و اینکه "هرآنکس که دندان دهد، نان دهد"، دربین زنان مقیم امریکا بیش از زنان مقیم ایران تعدیل شده است با وجودیکه آثار زیان بار و مشقت بارداری های کنترل نشده را بیش از مردان، زنان متحمل می شوند. در یافته مربوط به محور (8) نیز این محور تقریبا موید همان نگرش است.
محور 9) این محور با توجه به تفاوت کیفی محتوای رسانه ها و آزادی اطلاع رسانی در دو منطقه محل زیست دو گروه مورد بررسی، چندان قابل مقایسه نیست. ولی تعصب زنان ایرانی گروه 2 مقیم درایران نسبت به مردان بیشتر است (قریب دو برابر) و رسانه ها را خاصه از این نظر که می تواند حریم نفوذ و قدرت خانواده بر کودکان را مخدوش کند، تایید نمی کنند. رسانه های کنترل شده و دولتی ایران نیز بقدری درباره مسائل اخلاقی و روابط جنسی محافظه کارانه حرکت کرده و تولید برنامه می کنند که ضریب آثار سوء آن با رسانه های امریکایی قابل مقایسه نیست و ازهمین روست که گروه 1 درامریکا بیش ازایرانیان گروه 2 رسانه ها را برای نوجوانان خود غیر مفید تلقی می کنند.
محور10) ازنظر نرخ مدارای جنسی میان ایرانیان دو گروه درباره رابطه جنسی افراد همجنس خواه زن یا مرد، تفاوت ها بسیار قطبی و معکوس است بطوریکه 80 درصد ایرانیان گروه 1 اعم از زن و مرد درامریکا معتقد به آزادی همجنس گرایان و عدم مجازات آنان بوده و برعکس 80 درصد ایرانیان مقیم ایران به مجازات آنان باور دارند. پیش از هرچیز این تفاوت گویای چند عامل است که عبارتند از تعصب نظر، غلبه باورهای دینی که این عمل را بشدت محکوم کرده و مجازات سنگینی تا حد مرگ برآن قائل است و القای باورهای سنتی در روابط جنسی که بطور طبیعی از دیر زمان میان ناهمجنسان بوده است. همچنین بسیاری از مفاهیم حقوق بشری و ضرورتهای شناسایی حقوق افرادی که اصولا در پیوستار زن و مرد بودن از هردو جنسیت بهره برده اند و تحلیل علمی و عینی آن از یکسو و مدارا و پذیرش آنان بعنوان انسانهایی همانند دیگر انسان ها از سوی دیگر، از زمره مفاهیمی است که کمتر در جامعه ایران امروز فرصت طرح و تحلیل و پذیرش یافته است. دربین زنان و مردان مقیم ایران، زنان بیش از مردان به مجازات همجنس گرایان تاکید دارند.
محور11) درخصوص ضرورت ازدواج دختر با پرس که با رابطه جنسی پیش از ازدواج منجر به بارداری دختر شده است، 32 درصد گروه 1 و 48 درصد گروه 2 براین باورند که باید پسران خاطی تن به ازدواج با دختران باردار بدهند. بنظر می رسد صرفنظر از بعد حقوقی این امر، نکته مهم نهفته دراین نگرش به پدیده قداست خانواده و ضرورت شناسایی پدر و مادر فرزند متولد شده باشد که در قوانین و فرهنگ ایرانی بعنوان نامشروع تلقی شده و از بسیاری از امکانات طبیعی و حتی اولیه دیگر فرزندان محروم خواهد شد. البته به دلیل آزادی سقط جنین در امریکا یا حداقل امکانپذیر بودن آن، نزدیک 70 درصد ایرانیان مقیم امریکا با ازدواج حتمی پسران با دخترانی که عامل بارداری آنان شده اند، مخالفت می کنند. این محور با محور2 تحت عنوان بدنامی و بی عفتی و نا پاکدامنی نیز بسیار درارتباŸ1; است.
محور12 و 13) نشان می دهد که نگرش به ازدواج زیر سن قانونی و به تعبیری ازدواج کودکان درایران دستخوش تغییر شده است. البته چنانکه گفته شد این نگرش ویژه ایرانیان خارج از کشور و شهر تهران و از اقشار متوسط جامعه است و هنوز متاسفانه ازدواج کودکان زیر 18 سال و بطریق اولی زیر 21 سال درایران بوقوع می پیوندد. آمار مربوط به ازدواج کودکان زیر 18 سال درایران قریب بیش از 600 هزارنفر را نشان می دهد که زیر این سن ناخواسته تن به ازدواج داده اند (4). سایر محورهای ( 14و 15) ارائه شده نیز بنظر نیازمند توضیح واضح نمی باشد.
جدول 1) نگرش ایرانیان به رابطه جنسی پیش ازازدواج و مناسبات جنسی
مکان/ گروه
گروه 1- درامریکا (%)
گروه 2- درایران (%)
محورها
مرد
زن
کل
مرد
زن
کل
1
آمیزش جنسی قبل ارازدواج غلط است
33
26
28
36
59
46
2
رابطه جنسی پیش ازازدواج برای دختران بدنامی دارد
28
15
20
49
61
54
3
مردان خواهان ازدواج با دختران باکره هستند
63
61
62
80
76
78
4
امیزش جنسی پیش ازازدواج برای پسران و نه دختران قابل قبول است
11
8
9
27
21
25
5
برای زنان ومردان ایرانی معیارهای مضاعف جنسی وجوددارد
77
76
77
65
71
68
6
رابطه جنسی بیش ازداشتن یک وقت خوب ارزش دارد
75
85
81
56
71
63
7
کنترل زادوولد باید برای جوانان اموخته شود
92
99
96
60
48
55
8
نیازی به آموزش جنسی درمدارس نیست
28
13
19
44
50
47
9
تلویزیون، رادیو و رسانه های نوشتاری همواره نوجوانان را به سوی سکس سوق می دهند
73
74
74
24
44
32
10
همجنس گرایان باید مجازات شوند
25
18
21
75
83
78
11
اگرپسری دختری را باردارکند باید با او ازدواج کند
37
29
32
46
48
47
12
دختران نباید پیش از 21 سالگی ازدواج کنند
36
48
42
35
56
45
13
دختران معتقدند اگرنتوانند پیش از21سالگی ازدواج کنند رودست خانواده خواهند ماند!
8
6
7
11
7
9
14
دختران به قصد ازدواج جویای پسرهستند ولی پسران به قصد رایطه جنسی
44
59
53
28
54
39
15
خوشگذرانی پیش ازازدواج بهترین است چون پس ازآن زندگی یکنواخت است
13
14
14
15
27
20
جدول2) نگرش ایرانیان به تربیت کودکان
مکان/ گروه
گروه 1- درامریکا (%)
گروه 2- درایران (%)
محورها
مرد
زن
کل
مرد
زن
کل
1
اشتغال مادر تا پیش ازیکسالگی برای کودکانش زیان آور نیست
21
25
24
27
29
28
2
آزادی بیش ازحد به نوجوانان مشکل زااست
72
76
74
75
80
77
3
نوجوانان باید بتوانند عصرها بدون اجازه والدین برون ازخانه باشند
15
10
12
9
14
11
4
اندکی ازبزرگسالان می توانند نوجوانان را بفهمند
64
69
67
75
79
76
5
پسربچه ها وقت زیادی رابه ظاهرشان صرف می کنند
43
42
43
54
56
55
6
نوجوانان هرکاری می کنند یاهرلباسی می پوشند، به خودشان مربوط است
23
30
27
33
44
38
این گروه درامریکا مدارای بیشتری نسبت به همجنس بازان دارند و پذیرش بیشتری نسبت ازهم پاشیدگی خانواده نشان می دهند. ایرانیان در هردو کشور نشان داده اند که ارزش بالایی به نقش مادر و خانواده و وفاداری خانوادگی داده و آزادی نامحدود جوانان را نمی پذیرند (منبع 1،ص19).
گروه سنی مورد بررسی بین 20 تا 50 سال و متوسط سنی گروه ایرانی درامریکا (گروه 1) 37 و گروه ایرانی درایران (گروه 2) 32 سال است. از گروه 1 بیش از 55 درصد مقیم کالیفرنیا و 45 درصد مقیم ایالت های پنسیلوانیا، نیوجرسی و ایندیانا هستند و گروه 2 عمدتا ازتهران می باشند. 55 درصد گروه 1 و 57 درصد گروه 2 متاهل بودند. جدول زیر اهم یافته های این تحقیق را به نمایش می گذارد. پرسشنامه این تحقیق در 25 محور تنظیم شده که 23 محور آن برگرفته از پرسشنامه استاندارد شده شافیلد است (2). بدیهی است دستاوردهای این تحقیق نمی تواند به کل جامعه تعمیم داده شود و فقط مقایسه ای را بدست می دهد که قابل توجه است.
ذکر این نکته ضروری است که بخش بزرگی از تحلیل های مستند به آمار و یافته های این تحقیق متعلق به نویسنده این سطور است و هرجا تحلیل یا فاکتی از پژوهشگران این تحقیق آورده شده است بدان استناد می شود. دراینجا به ترتیب تلاش می شود تحلیلی از اهم یافته های این تحقیق ارائه شود:
رابطه جنسی پیش ازازدواج و مناسبات جنسی:
محور1) چنانکه یافته های جدول 1 نشان می دهد ایرانیان بطور کلی نگرش شان نسبت به آمیزش جنسی پیش از ازدواج تعدیل یافته و بیش از 50 درصد گروه 2 و بیش از 70 درصد گروه یک به اهمیت آن صحه گذارده اند. بدیهی است این نسبت هنوز درداخل کشور بویژه در بخش روستایی جندان قابل دریافت نیست و بخش تحصیلکرده و طبقه متوسط شهری چنین رویکردی رابیشتر اتخاذ کرده اند. ازسوی دیگر ازنظر تفاوت نگرش جنسی نیز، دربین گروه 2 مقیم درایران، مردان نسبت به زنان آزاداندیش ترند بویژه اینکه این آمیزش می تواند عملا منحصر به مردان باشد! و چنانکه در محورهای مربوط به باکره بودن شاهد خواهیم بود این آمیزش را درمورد دختران نمی پسندند! لذا نزدیک به 60 درصد زنان ایرانی مورد بررسی آمیزش جنسی پیش از ازدواج را امری غلط و ناپسند می شمارند. این نگرش دربین زنان ایرانی مقیم امریکا درست برعکس بوده و زنان کمتر از مردان بدان باور دارند! به عبارت دیگر زنان گروه 1 درامریکا نسبت به زنان مقیم ایران و حتی مردان مقیم ایران و امریکا به آمیزش پیش از ازدواج باور پیدا کرده اند.
محور2) چنانکه گفته شد دراین محور نگرش مردان تفاوت کیفی با یافته های محور قبلی می یابد! یطوریکه وقتی بحث آمیزش پیش ازازدواج محدود به آزادی آمیزش برای دختران می شود، نگرش مردان ایرانی مقیم در ایران تغییر می یابد. بگونه ای که با وجودیکه 64 درصد مردان گروه 2 درایران با آمیزش پیش ازازدواج موافقند، ولی فقط 51 درصد آنان این توافق را درمورد دختران نیز قبول می کنند. دراین میان مردان و زنان ایرانی گروه 1 هردو با نسبت کمتری با بدنامی دختران درصورت آمیزش پیش ازازدواج موافقند (درکل 80 درصد)، درحالیکه این نسبت درمقایسه با محور قبلی با اختلاف 12 درصد کمتر گویای این است که مردان و زنان گروه 1 با نسبت بیشتری این پدیده را مذموم می دانند (با46 درصد).
محور3) همچنین ارزیابی تمایل به ازدواج با دختر باکره و بدون آمیزش جنسی دربین مردان هردو گروه بالا است و نقطه تناقض همین جاست که علیرغم اینکه قریب 70 درصد مردان مقیم امریکا با آمیزش جنسی پیش از ازدواج موافق هستند ولی درعمل بیش از60 درصد با آن بنوعی مخالفت کرده و خواهان ازدواج با دختر باکره هستند! موید این امر تلاش برخی مردان ایرانی برای ازدواج با دختران باکره مقیم ایران است که بصورت ازدواج پستی نیز موسوم و رواج یافته است. در بین مردان مقیم ایران نیز شواهد نشان می دهد علیرغم اینکه 50 درصد مخالف مذموم بودن سکس پیش ازازدواج هستند و 64 درصد آن را بطورکلی غلط نمی شمارند (محور1) ولی درموضوع انتخاب همسر و ازدواج، 80 درصد بدنبال یافتن دختران دوشیزه و باکره هستند! دراینجا روشن نیست آیا درصورت باور به اینکه باکره بودن اهمیت ندارد، چگونه در موقع عمل این دست از مردان خواهند توانست با 80 درصد تمایل به ازدواج با دختران باکره، به کام خویش دست یابند!
دراین باره نگرش زنان نیز تایید کننده این است که مردان دارای چنین نگرشی بوده و به اصطلاح ازدواج با دختران دست اول را جویا هستند هرچند که خودشان دست اول نباشند! درواقع بر خلاف اظهار نظر مردان، زنان هر دو گروه درباره مردان گونه دیگری فکر کرده و بویژه زنان مقیم ایران باکره بودن دختران را از پیش فرض های خود ازسوی مردان تلقی می کنند (با76 درصد). به تعبیر نویسندگان و محققان این پژوهش، "معیارهای بکارت و نجابت و اصالت خانوادگی، معیارهای طلایی انتخاب همسر توسط مردان ایرانی است و ازدواج تنها راه مشروع رابطه جنسی درایران محسوب می شود" (منبع 2، ص 20). این نگرش و سلوک به آنجایی منتهی شده است که به تعبیر دیگر درفضای فرهنگی ایران آمیزش جنسی به کام ایرانی مبدل شده است ( 3).
محور4) دراین محور نیز این تناقض یا دوگانگی نظر درشاخص سنجش آمیزش جنسی پیش ازازدواج برای پسر و دختر مجدد بچشم می خورد بطوریکه برخلاف نگرش مردان و زنان ایرانی، دراینجا 91 درصد گروه 1 و 75 درصد گروه 2 این تفاوت را قبول ندارند. بطور طبیعی نگرش ایرانیان گروه 1 نسبت به گروه 2 دارای نگرش برابر خواهانه تری است چراکه زندگی در محیط فرهنگی متفاوت ازایران این امکان تعدیل نگرش را فراهم می کند. ولی چنانکه گفته شد اولا درعمل یافته محورهای پیشین موید این است که مردان چنین نمی اندیشند و یا در تناقض نگرشی و رفتاری بسر می برند و مردان ایرانی نیز در بخش های سنتی تر جامعه ایران چنین مدارایی از خود نشان نمی دهند. درمورد زنان نیز نسبت کسانی که به تفاوت جنسی در زمینه ارتباط جنسی پیش از ازدواج معتقدند مخالفت بیشتری وجود دارد بطوریکه زنان بیش از مردان این تفاوت را بر نمی تابند و برابر خواهانه تر می نگرند.
محور5) وضعیت مضاعف و افراطی معیارها و نگرش ها و ارزشها و هنجارهای جنسی درفرهنگ ایران نیز در واقع با اندکی تفاوت بین هردو گروه مورد تایید است ولی زنان ایرانی گروه 2 درایران بیش ازمردان گروه خود به این امر صحه گذارده اند چرا که مردان بطور طبیعی دارای آزادی بیشتری هستند خواه از نظر عرف و خواه قوانین مجازات. اما دربین زنان گروه 1 درامریکا این باور حتی شدید تر از زنان ایران خود رانشان می دهد. این برداشت دربین مردان ایرانی دو گروه نیز بچشم می خورد.
محور6) ایرانیان گروه 1 درامریکا بیش از گروه 2 درایران به اهمیت رابطه جنسی توجه داشته اند. به بیان دیگر تعداد ایرانیان مقیم ایران که رابطه جنسی را وقت چندان خوب و مطبوعی نمی شمارند، حدود دو برابر ایرانیان مقیم امریکاست (47 به19درصد). درعین حال مردان امریکا بیش از مردان ایران زمان رابطه جنسی را با ارزش می دانند که ناشی از هم امکانات دسترسی ایرانیان به سکس آزاد درامریکا است! و هم ناشی از دگم ها یا تعصبات مرد ایرانی است که هنوز سکس و گفتگو پیرامون آن را تابو تلقی می کند. ازسوی دیگر زنان هردو گروه این رابطه را نسبت به مردان با ارزش تر بر می شمرند و حتی به دلیل آزادی نگاه و عمل زنان ایرانی گروه 1 نسبت به گروه 2، زنان مقیم درامریکا بیش از ایران، زمان صرف شده در بستر همخوابگی را زمان مطلوبی می شمارند. می توان این امر را به میزان آگاهی و بیداری جنسی زنان درامریکا هم منسوب ساخت که دربین زنان مقیم درایران کمتراست.
محور7) برخلاف اینکه نرخ زادو ولد درایران پایین آمده و بعد خانوار از بیش از 5 به نزدیک 4 نزول کرده است ولی از نظر ذهنی هنوز 46 درصد ایرانیان گروه 2 معتقد به آموزش روش های پیشگیری برای کنترل موالید و نرخ باروری نیستند. این نگرش بین زنان بیش از مردان است (52 به 40). برخلاف آن علاوه بر اینکه باور به این روش های آموزشی برای کنترل زادو ولد بین گروه 1 بیش از یک و نیم برابر گروه 2 است، نسبت زنانی که به این امر معتقدند بسیار بیشتر است (99 به 48 ). میزان شناخت از نقش انسانی در کنترل موالید و طرز نگرش طبیعت گرایانه و حتی ماوراء طبیعی دانستن زاد و ولد و اینکه "هرآنکس که دندان دهد، نان دهد"، دربین زنان مقیم امریکا بیش از زنان مقیم ایران تعدیل شده است با وجودیکه آثار زیان بار و مشقت بارداری های کنترل نشده را بیش از مردان، زنان متحمل می شوند. در یافته مربوط به محور (8) نیز این محور تقریبا موید همان نگرش است.
محور 9) این محور با توجه به تفاوت کیفی محتوای رسانه ها و آزادی اطلاع رسانی در دو منطقه محل زیست دو گروه مورد بررسی، چندان قابل مقایسه نیست. ولی تعصب زنان ایرانی گروه 2 مقیم درایران نسبت به مردان بیشتر است (قریب دو برابر) و رسانه ها را خاصه از این نظر که می تواند حریم نفوذ و قدرت خانواده بر کودکان را مخدوش کند، تایید نمی کنند. رسانه های کنترل شده و دولتی ایران نیز بقدری درباره مسائل اخلاقی و روابط جنسی محافظه کارانه حرکت کرده و تولید برنامه می کنند که ضریب آثار سوء آن با رسانه های امریکایی قابل مقایسه نیست و ازهمین روست که گروه 1 درامریکا بیش ازایرانیان گروه 2 رسانه ها را برای نوجوانان خود غیر مفید تلقی می کنند.
محور10) ازنظر نرخ مدارای جنسی میان ایرانیان دو گروه درباره رابطه جنسی افراد همجنس خواه زن یا مرد، تفاوت ها بسیار قطبی و معکوس است بطوریکه 80 درصد ایرانیان گروه 1 اعم از زن و مرد درامریکا معتقد به آزادی همجنس گرایان و عدم مجازات آنان بوده و برعکس 80 درصد ایرانیان مقیم ایران به مجازات آنان باور دارند. پیش از هرچیز این تفاوت گویای چند عامل است که عبارتند از تعصب نظر، غلبه باورهای دینی که این عمل را بشدت محکوم کرده و مجازات سنگینی تا حد مرگ برآن قائل است و القای باورهای سنتی در روابط جنسی که بطور طبیعی از دیر زمان میان ناهمجنسان بوده است. همچنین بسیاری از مفاهیم حقوق بشری و ضرورتهای شناسایی حقوق افرادی که اصولا در پیوستار زن و مرد بودن از هردو جنسیت بهره برده اند و تحلیل علمی و عینی آن از یکسو و مدارا و پذیرش آنان بعنوان انسانهایی همانند دیگر انسان ها از سوی دیگر، از زمره مفاهیمی است که کمتر در جامعه ایران امروز فرصت طرح و تحلیل و پذیرش یافته است. دربین زنان و مردان مقیم ایران، زنان بیش از مردان به مجازات همجنس گرایان تاکید دارند.
محور11) درخصوص ضرورت ازدواج دختر با پرس که با رابطه جنسی پیش از ازدواج منجر به بارداری دختر شده است، 32 درصد گروه 1 و 48 درصد گروه 2 براین باورند که باید پسران خاطی تن به ازدواج با دختران باردار بدهند. بنظر می رسد صرفنظر از بعد حقوقی این امر، نکته مهم نهفته دراین نگرش به پدیده قداست خانواده و ضرورت شناسایی پدر و مادر فرزند متولد شده باشد که در قوانین و فرهنگ ایرانی بعنوان نامشروع تلقی شده و از بسیاری از امکانات طبیعی و حتی اولیه دیگر فرزندان محروم خواهد شد. البته به دلیل آزادی سقط جنین در امریکا یا حداقل امکانپذیر بودن آن، نزدیک 70 درصد ایرانیان مقیم امریکا با ازدواج حتمی پسران با دخترانی که عامل بارداری آنان شده اند، مخالفت می کنند. این محور با محور2 تحت عنوان بدنامی و بی عفتی و نا پاکدامنی نیز بسیار درارتباŸ1; است.
محور12 و 13) نشان می دهد که نگرش به ازدواج زیر سن قانونی و به تعبیری ازدواج کودکان درایران دستخوش تغییر شده است. البته چنانکه گفته شد این نگرش ویژه ایرانیان خارج از کشور و شهر تهران و از اقشار متوسط جامعه است و هنوز متاسفانه ازدواج کودکان زیر 18 سال و بطریق اولی زیر 21 سال درایران بوقوع می پیوندد. آمار مربوط به ازدواج کودکان زیر 18 سال درایران قریب بیش از 600 هزارنفر را نشان می دهد که زیر این سن ناخواسته تن به ازدواج داده اند (4). سایر محورهای ( 14و 15) ارائه شده نیز بنظر نیازمند توضیح واضح نمی باشد.
جدول 1) نگرش ایرانیان به رابطه جنسی پیش ازازدواج و مناسبات جنسی
مکان/ گروه
گروه 1- درامریکا (%)
گروه 2- درایران (%)
محورها
مرد
زن
کل
مرد
زن
کل
1
آمیزش جنسی قبل ارازدواج غلط است
33
26
28
36
59
46
2
رابطه جنسی پیش ازازدواج برای دختران بدنامی دارد
28
15
20
49
61
54
3
مردان خواهان ازدواج با دختران باکره هستند
63
61
62
80
76
78
4
امیزش جنسی پیش ازازدواج برای پسران و نه دختران قابل قبول است
11
8
9
27
21
25
5
برای زنان ومردان ایرانی معیارهای مضاعف جنسی وجوددارد
77
76
77
65
71
68
6
رابطه جنسی بیش ازداشتن یک وقت خوب ارزش دارد
75
85
81
56
71
63
7
کنترل زادوولد باید برای جوانان اموخته شود
92
99
96
60
48
55
8
نیازی به آموزش جنسی درمدارس نیست
28
13
19
44
50
47
9
تلویزیون، رادیو و رسانه های نوشتاری همواره نوجوانان را به سوی سکس سوق می دهند
73
74
74
24
44
32
10
همجنس گرایان باید مجازات شوند
25
18
21
75
83
78
11
اگرپسری دختری را باردارکند باید با او ازدواج کند
37
29
32
46
48
47
12
دختران نباید پیش از 21 سالگی ازدواج کنند
36
48
42
35
56
45
13
دختران معتقدند اگرنتوانند پیش از21سالگی ازدواج کنند رودست خانواده خواهند ماند!
8
6
7
11
7
9
14
دختران به قصد ازدواج جویای پسرهستند ولی پسران به قصد رایطه جنسی
44
59
53
28
54
39
15
خوشگذرانی پیش ازازدواج بهترین است چون پس ازآن زندگی یکنواخت است
13
14
14
15
27
20
جدول2) نگرش ایرانیان به تربیت کودکان
مکان/ گروه
گروه 1- درامریکا (%)
گروه 2- درایران (%)
محورها
مرد
زن
کل
مرد
زن
کل
1
اشتغال مادر تا پیش ازیکسالگی برای کودکانش زیان آور نیست
21
25
24
27
29
28
2
آزادی بیش ازحد به نوجوانان مشکل زااست
72
76
74
75
80
77
3
نوجوانان باید بتوانند عصرها بدون اجازه والدین برون ازخانه باشند
15
10
12
9
14
11
4
اندکی ازبزرگسالان می توانند نوجوانان را بفهمند
64
69
67
75
79
76
5
پسربچه ها وقت زیادی رابه ظاهرشان صرف می کنند
43
42
43
54
56
55
6
نوجوانان هرکاری می کنند یاهرلباسی می پوشند، به خودشان مربوط است
23
30
27
33
44
38
اشتراک در:
پستها (Atom)